تصاویری از انتقام گاوها....!!
ساعت ٧:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/۱۳  کلمات کلیدی:

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ببین جیگرت حال بیاد....


 
من تورا دوست میدارم..
ساعت ۱۱:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۱۱  کلمات کلیدی:
من تو را دوست دارم



زمانیکه مراقب حیوانات تو هستم











زمانیکه به کمک تو می آیم










حتی وقتی به وسایلت سرک می کشم









وقتی هر آنچه را که دوست می داری دوست می دارم









وقتی از تو مراقبت می کنم








وقتی مراقبتت را می جویم









وقتی همبازی و حامی کودکت هستم










وقتی در هر فرصتی قصدم دیدن لبخند خوشحالی توست









اما تورا بیشتر دوست خواهم داشت اگر





پوست مرا برای آراستن خود نکنی











شاخ مرا برای زینت خانه ات نبری








مرا که روزی سرگرمی ات بودم! واگذار نکنی








شکم پرستی ات را با کشتن من شدت نبخشی










مرا به سوی بیماری سوق ندهی




مرا قل و زنجیر نکنی





مرا اینگونه نیازاری (وقتی حتی نمی دانم گناهم چیست!)




گاه و بیگاه به فکر شکار من (که یک جاندارم) نیفتی





چشمان غمگینم را بنگر ، فریادی رساتر از نگاه ساکت من شنیده ای ؟




مغز مرا برای خوراک خود انتخاب نکنی





و من هنوز به تو لبخند می زنم تویی که به ناحق خود را صاحب جان و جسم من می دانی




بیش از این طاقت رنج کشیدن ندارم





و تو ای انسان !
آنگاه که با دستان بی مهرت مرا آزار می دهی تنها چند لحظه به چشمهایم بنگر تا فریادهای ساکت مرا عمیقا درک کنی .
تو می توانی .
تنها اگر بدانی که خداوند اشرف مخلوقات را برای عشق ورزیدن آفرید ...




..تشکر از پریای نازنین..

 
واقعیتها و تصاویری از گاو بازی..(وحشی بازی)
ساعت ۱٠:۳٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۱۱  کلمات کلیدی:
همونطور که میدونین گاوبازی یکی از تفریحات بخشی از مردم اسپانیا و یکی از جاذبه های توریستی اون کشوره. خوشحالم به اطلاعتون برسونم که بر اساس خبری منتشر شده در ایسنا تلویزیونهای اسپانیا از پخش مستقیم گاوبازی خودداری کردن که شدیدا هم مورد حمله قرار گرفتن.!!

تصویر اول گوساله ای نر آماده رفتن به زمین گاوبازیست که هنوز مورد آزارو اذیت قرار نگرفته. بر خلاف تبلیغات گاوبازان، گوساله نر اصولا آرام و ساکته و تنها زمانی عکس العمل نشون میده که میخواهد از خودش دفاع کنه. قبل از اینکه وارد زمین گاوبازی بشه، اونو در یک سلول کوچک و تاریک ، بدون آب و غذا نگهداری میکنن. این عمل سیستم عصبی اونو بهم میریزه . درست قبل از ورود به زمین به گوساله افسار میبندند و اون شروع میکنه به تقلا کردن جهت آزادی!!!


اسبها هم به نوعی قربانیان گاوبازی هستند. به اونا چشم بند میزنند که نتونند حرکت کنند. این اسبها عادت دارند که گوساله رو برای جنگیدن تحریک کنن. یک یا دو مرد هم بر پشت اسب سوار و شروع به فرو کردن نیزه های تیز به کمر و شونه های گوساله میکنند.....
این اسبها هم با اینکه بوسیله سپرهای مخصوصی پوشیده شدن، ولی اکثرا توسط گوساله زخمی میشن و گاهی در همون زمین گاوبازی کشته میشن.


اسب سوار مرتبا نیزه خودشو به کمر و شونه های گوساله فرو میکنه و باعث سوراخ شدن عضله و پارگی تاندونها میشه. این عمل که با خونریزی شدید همراهه، باعث عصبانی تر شدن گوساله و دفاع بیشتر میشه .....


زخمها و خونریزیها واقعا غیر قابل تحمل هستند و با قاطعیت فلسفه یک جنگ برابر بین انسان و حیوان رو رد میکنند....




مردهای پیاده که آماده جنگ نابرابر هستند در پشت تابلوهای تبلیغاتی پناه میگیرند تا جدال بین مرد اسب سوار و گوساله به تضعیف گوساله منجر بشه. اونا همیشه آماده فرار به پشت تابلوهای تبلیغاتی هستند ( در این عکس به خوبی تبلیغ شرکت آبجوسازی Corona به مدیریت Anheuser-Busch رو که اسپانسر این مبارزه یکطرفه هست رو میبینید).

با رفتن خون بسیار از بدن گوساله و خستگی اون، قاتلین از مخفیگاهشون بیرون میان و با نیزه هاشون به سمت قربانی حمله ور میشن.
شرکت Corona حمایت از سیستمی میکنه که حامی قتلی بدین شکل و شمایل و فعالیتی غیر قانونی که در تمام دنیا از جمله امریکا مورد نقد قرار میگیره و جزو کثیفترین تفریحات شناخته میشه.


تعدد نیزه و خنجرها باعث شدت آسیب دیدگی عضلات کمر، شانه و گردن گوساله میشه و گوساله رو در حالت شوک ، بیحالی و زاری قرار میده....




هر چه بر تعداد نیزه ها افزوده میشه، خون بیشتری از حیوان بیچاره فوران میکنه و باعث ضعف بیشتر اون میشه. هر چند اون هنوز به سختی قادر به حرکت و بالا گرفتن سرش هست، ولی دیگه قدرت دفاع رو از دست میده...



در این مقطع نمایش قاتلین که اعتقاد به نبرد برابر دارند در برابر حیوان ناتوان شروع میشه. از پشت مخفیگاه ها بیرون میان و احساس قدرت میکنند...



قاتل اصلی پارچه رو در جلوی صورت گوساله میگیره و شمشیر خودشو تا انتها در بدن گوساله فرو میکنه. باور دارن شمشیر در قلب گوساله فرو میره و باعث کمتر زجر کشیدن و مردن ناگهانی اون میشه. ولی گوساله باید خیلی خوش شانس باشه تا این اتفاق بیفته. بیشتر از 90% مبارزه ها ( قتلها ) نیزه به احشاء داخل شکم گوساله فرو میره که اینو میشه از فریاد دردی که از دهنش بیرون میاد فهمید....




گوساله قدرت حرکت رو از دست میده و به زمین میخوره ....



در این لحظه تیر خلاص زن از پشت خنجری رو وارد پشت سر گوساله میکنه و نخاع اونو قطع میکنه....








توسط اسبی لاشه گوساله به دور زمین گشیده میشه تا همه تماشاچیها لذت وافر ببرند....



همینطور که در تصویر آخر میبینید، خنجری که نخاع حیوان بیچاره رو قطع کرده داخل لیوان آب جو شرکت Corona قرار داره. جالبتر اینکه آقای Anheuser-Busch تولید کننده آب جو Budweiser Beer و سهامدار اصلی شرکت Corona مدیر یک پارک آبی حیات وحشه و ادعا میکنه که کمک به مراقبت از حیوانات و جلوگیری از انقراض اونها میکنه .



Anheuser-Busch درخواستهای مکرر قطع کمک به گاوبازی رو رد کرده و این کار رو داره در امریکا و کانادا هم به عنوان یک سنت اسپانیائی رواج میده..
از همه دوستان تقاضا میکنم به سایت زیر مراجعه کنند و Petition مربوط به جلوگیری از گاوبازی رو امضا کنند.


ضمنا میتونید با ارسال نامه، فاکس و ایمیل به Anheuser-Busch اعتراض خودتونو از حمایت ایشون از این وحشیگری انسان متمدن اعلام کنین. میتونین متن Petition رو ( به غیر از پاراگراف آخر ) کپی کنین و به عنوان ایمیل برای Anheuser-Buschبه آدرس زیر بفرستید.
Anheuser-Busch

August Busch III
Chairman and CEO
Anheuser-Busch
1
Bush Place
St. Louis, MO 63118-1852

Toll-Free Phone Number (Public Relations): 800-342-5283
Headquarters: 314-577-2000
E-mail:
estherkinzie@corona.com





مطمئن هستم دل همتونو به درد آوردم . ولی وقتی شرایط رو دیدم فکر کردم هر یک از امضاهای ما به عنوان یک ایرانی میتونه کمکی به این حیوانات دوست داشتنی و جلوگیری از این قتل عام باشه. به امید یاری شما دوستان !!!

 
تراژدی خونین گوسفند..
ساعت ۱٠:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۱٠  کلمات کلیدی:

نظری به داستان ابراهیم(ع)

"ابراهیم خوابی می‌بیند و مطابق آن خداوند از او می‌خواهد که سر فرزند خود اسماعیل را ببرد نه هیچ توضیحی داده می‌شود که چرا باید سر فرزند بریده شود و نه گناهی از فرزند سر زده که مستوجب مرگی به این شیوه باشد. پدر با فرزند در میان می‌گذارد و فرزند می‌پذیرد. راهی می‌شوند برای قربانگاه.  پدر کارد به گلوی فرزند می‌کشد. کارد نمی‌برد و گویی خداوند ندا می‌دهد که گوسفندی به جای فرزند قربانی شود.هر ساله عید قربان جشن گرفته می‌شود و قربان کردن گوسفند  از اعمال حاجیان است."

از دیدگاه مسلمانان  یعنی :انسان را به پای مقدسات قربان مکن.قربان کردن انسان به پای خدایان، سنتی دیرینه در ادیان ابتدایی بود و هنوز هم در گوشه و کنار هند و بخش‌هایی از آفریقا وجود دارد.و دلایلی از این دست .... 

حالا در این داستان  گوسفند چه کاره ست؟  کاراکتر گوسفند "مادر مرده " و "پدر مرده " و  "فرزند مرده ی آینده " واقعن چرا  در این داستان درج شده  لابد خود خدای مهربان (!) می داند و بس ! 

 

 واقعاً انسان بی رحم و ظالم است

 

 

 

 نظر مخالفان بیشتر بر اینست که در این روز بیش از دو میلیون گوسفند فقط در شهر مکه قتل عام می شوند. برای اکثریت مردم این اتفاق امری بدیهی و حتی خجسته است که باید آن را جشن گرفت!(خصوصا قربانی کردن گوسفندان  در حج که تلی گوشت فاسد بشود که با بولدزر کوه گوشت‌ها را خاک کنند!) این داستان در وهله اول بیان کننده این امر مهم است که مذهب و ایمان به خدا تا چه  اندازه ممکن است خطرناک باشد تا آن مرحله که کسی را وا می دارد فرزندش را بدون آنکه کوچکترین گناهی مرتکب شده باشد بکشد. در آن داستان معلوم نیست خدا بعد از آنکه ایمان ابراهیم برایش ثابت شده آیا  دستور لغو سر بریدن فرزند ابراهیم کافی نبوده و حتماً باید گوسفندی می فرستاد تا به جای اسماعیل سر بریده شود؟ آیا خدا در این روز جشن خون ریزی را پایه گذاری کرد تا از آن پس صدها سال پیروانش سالگرد این روز فرخنده را با خونریزی جشن  بگیرند؟

 

گلوی گاو را در حالت آویزان پاره می کنند

گلوی گاو را در حالت آویزان پاره می کنند  

 

 

 

 

********************************************************** 

 

 

صادق هدایت در دو کتاب مستقل به نامهای " فواید گیاهخواری " و " انسان و حیوان " نظراتی در این زمینه ارائه داده است .لینک دانلود این دورا در انتهای همین متن جهت دوستان قرار داده ام  . بخشی از کتاب فواید گیاهخواری را در زیر می آورم :

 

 

"خون تازه ای که از هر سو روان است ، فریادهای جان گداز حیوانات ، جسدهایی که به خون آغشته شده و با تشنج می لرزند، ناله گوسفندان و همهمه صدای دشنام و داد و فریادآدمیان ... حیوانات بیچاره از این منظره چرکین و بوی گوشت گندیده و خون برادرانشان پیش بینی سرگذشت هولناک خود را می نمایند. پذیرایی کنندگان آنها را با چهره های درنده و طماع جلو آمده ، هرکدام کارد و ساطور خونین به دست دارند و روی پیش دامنی آنها از خون بسته شده سیاه رنگ و چربی ، برق می زند؛ سپس آنها را به زحمت از همدیگر جدا کرده ، کشان کشان به گوشه ای می برند؛ بعد دست ها و پاهای حیوان را گرفته ، تا می کنند و اگر خواست استقامت بنماید با لگد و زور ورزی او را به زمین می زنند. حیوان دیوانه وار کوشش می کند تا خودش را از زیر دژخیم رها بنماید؛ اما سر اورا پیچ داده ، گلویش را با کارد پاره می کنند، آن وقت خون فوران میزند. هردفعه که هوا از ریه های او بیرون می اید صدای خشکی تولید کرده ، خون به اطراف پاشیده می شود. پس از آن مدتی دست و پا زده ، در خون خودش غوطه می خورد و هنوز جانش بیرون نرفته که سر او را جدا نموده، بادش می کنند. چشم های سیاه و درخشان حیوان که تا چند دقیقه پیش از زندگانی سرشار بود، غبار مرگ پرده ای روی آنرا می پوشاند و زبان از دهانش با کف خونین بیرون می آید .  بعد از آن شکمش را شکافته ، دل و روده حیوان را بیرون می شکند. بوی پشگل وبخاری که در هوا پراکنده  می شود و خون غلیظ گندیده که مگس و پشه روی آن پرواز می کنند، منظره چرکین و مهیبی را نمایان می سازد.

                                                         

 

                                                        ***

 

مردم شکم خودشان را پر از این گوشت مردار کرده و در همه خانه ها هنگام خوراک بوی دل به هم زن عضلات سرخ کرده و پخته شده که با هزار گونه آب و تاب رنگرزی پیرایش کرده اند بلند می شود. بچه ، زن و مرد از این تکه ها می خورند و این ها همان مردمانی هستند که لاف تربیت و ظرافت و پاک دامنی و پرهیزکاری و مهربانی می زنند .

                                                                           ***

 وقتی که به فکر فرو روید که معده ها پر از لاشه و خون لخته شده حیوانات  می باشد بسیار ترسناک است ؛ نه از نظر زجر و شکنجه حیوانات ، بلکه به سبب آن که بدون لزوم ، انسان احساسات رحم و اتحاد با مخلوقات طبیعت را در خودش به زور خفه کرده است.

                                                        ***

مهربانی چه لغت پوچ و اسم  بی مسمایی است. هرگاه اندکی قلب حساس داشته باشید و به شکنجه ها و ناله های دردناک و همچنین نگاه های پر از عجز و لابه تمام حیواناتی که در کشتارگاهها ، باغ وحش ها و سیرکها سر می برند، فکر بنمایید به کلی از خوردن گوشت جانوران بیزار خواهید شد

                                                         ***

چون اصل آدمی گیاهخواربوده و هست.چگونه انتظار دارید جهانی آرام و بدون کنش و درگیری داشته باشیم،در حا لیکه روزانه میلیون ها حیوان بی زبان و بی گناه سربریده می شوند. مردم دنیا همیشه از یکدیگر سوال می کنند چرا اینقدر دنیا بی رحم  شده و دایم ابرقدرت ها درحال جنگ و خونریزی هستند ، و در این میان تمام بدبختی ها ی جنگ بر مستضعفان دنیا تحمیل می شود، مردم نمی دانند که خود باعث این کشتارها و خونریزی ها هستند، وقتی انسان خونخوار باشد پس خواهان خون می شود و روح آرام او ناآرام می شود و قلبش تیره و تار می گردد و خشونت تمام وجودش را فرا می گیرد ، پس باید برای ارضای قلب پر از خشم و تاریکش ، خون بریزد که می بینید در حال انجام آن می باشد. جنگ های تاریخی بین اقوام مختلف دنیا ، ثمره یی جز پایین آوردن سطح انسانیت برای بشر به ارمغان نیاورده است.

                                                           ***

متاسفانه حیوانات نگون بخت علاوه بر اینکه هر روز کشته می شوند ، برای مراسم ضد اخلاقی و دور از انسانیت (قربانی کردن) نیز کشته می شوند. قربانی حیوانات برای بدست آوردن چه چیز گران قیمتی انجام می گیرد؟ این دستور برای آن دوران جاهلیت انسانها بود که اینقدر نادان و نابخرد بودند که همنوعان خویش را برای بتان سنگی و چوبی قربانی می کردند و با این اتفاق خداوند جلوی قربانی کردن بی شمار انسانها را گرفت . انسانها به این درجه فهم و شعور رسیدند که نباید دیگر فریب حاکمان خود را بخورند و عزیزانشان را برای خدایانشان قربانی کنند ولی هنوز به این درجه فهم و شعور نرسیده اند که دیگر زمان قربانی کردن حیوانات هم تمام شده و نباید اینقدر خونریزی در دنیا راه انداخت.این دستور خداوند برای آن دوران بود نه اینکه قرنهای متمادی این حیوانات را به خاطر مسائل خودخواهانه انسانها قربانی کرد.همیشه حاکمان و پادشاهان از جهل و نادانی قوم خود سوءاستفاده میکردند و میکنند و ذهن آنها را با مسائلی از قبیل قربانی کردن جهت مراسم دینی ومذهبی مشغول میکردند ومیکنند، تا مردم فکرشان همیشه درگیر خرافات وعقیده های بی پایه واساس باشد، تاآنها با خیال راحت برآنها فرمانروایی کنند وثروت، مال وجان آنها را چپاول کنند ..." 

 

           

 لینک دانلود کتاب انسان و حیوان

 

 

http://www.4shared.com/file/134839864/308112b3/Ensan_Va_Heyvan.html

 

 

 

 

 

لینک دانلود کتاب فواید گیاهخواری

 

www.ketabfarsi.org/ketabkhaneh/ketabkhani_3/ketab3458/ketab3458.pdf

 

 منبع:کلوب صادق هدایت.کلوب.کام....


 
تراژدی خونین گوسفند
ساعت ۱٠:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۱٠  کلمات کلیدی:

نظری به داستان ابراهیم(ع)

"ابراهیم خوابی می‌بیند و مطابق آن خداوند از او می‌خواهد که سر فرزند خود اسماعیل را ببرد نه هیچ توضیحی داده می‌شود که چرا باید سر فرزند بریده شود و نه گناهی از فرزند سر زده که مستوجب مرگی به این شیوه باشد. پدر با فرزند در میان می‌گذارد و فرزند می‌پذیرد. راهی می‌شوند برای قربانگاه.  پدر کارد به گلوی فرزند می‌کشد. کارد نمی‌برد و گویی خداوند ندا می‌دهد که گوسفندی به جای فرزند قربانی شود.هر ساله عید قربان جشن گرفته می‌شود و قربان کردن گوسفند  از اعمال حاجیان است."

از دیدگاه مسلمانان  یعنی :انسان را به پای مقدسات قربان مکن.قربان کردن انسان به پای خدایان، سنتی دیرینه در ادیان ابتدایی بود و هنوز هم در گوشه و کنار هند و بخش‌هایی از آفریقا وجود دارد.و دلایلی از این دست .... 

حالا در این داستان  گوسفند چه کاره ست؟  کاراکتر گوسفند "مادر مرده " و "پدر مرده " و  "فرزند مرده ی آینده " واقعن چرا  در این داستان درج شده  لابد خود خدای مهربان (!) می داند و بس ! 

 

 واقعاً انسان بی رحم و ظالم است

 

 

 

 نظر مخالفان بیشتر بر اینست که در این روز بیش از دو میلیون گوسفند فقط در شهر مکه قتل عام می شوند. برای اکثریت مردم این اتفاق امری بدیهی و حتی خجسته است که باید آن را جشن گرفت!(خصوصا قربانی کردن گوسفندان  در حج که تلی گوشت فاسد بشود که با بولدزر کوه گوشت‌ها را خاک کنند!) این داستان در وهله اول بیان کننده این امر مهم است که مذهب و ایمان به خدا تا چه  اندازه ممکن است خطرناک باشد تا آن مرحله که کسی را وا می دارد فرزندش را بدون آنکه کوچکترین گناهی مرتکب شده باشد بکشد. در آن داستان معلوم نیست خدا بعد از آنکه ایمان ابراهیم برایش ثابت شده آیا  دستور لغو سر بریدن فرزند ابراهیم کافی نبوده و حتماً باید گوسفندی می فرستاد تا به جای اسماعیل سر بریده شود؟ آیا خدا در این روز جشن خون ریزی را پایه گذاری کرد تا از آن پس صدها سال پیروانش سالگرد این روز فرخنده را با خونریزی جشن  بگیرند؟

 

گلوی گاو را در حالت آویزان پاره می کنند

گلوی گاو را در حالت آویزان پاره می کنند  

 

 

 

 

********************************************************** 

 

 

صادق هدایت در دو کتاب مستقل به نامهای " فواید گیاهخواری " و " انسان و حیوان " نظراتی در این زمینه ارائه داده است .لینک دانلود این دورا در انتهای همین متن جهت دوستان قرار داده ام  . بخشی از کتاب فواید گیاهخواری را در زیر می آورم :

 

 

"خون تازه ای که از هر سو روان است ، فریادهای جان گداز حیوانات ، جسدهایی که به خون آغشته شده و با تشنج می لرزند، ناله گوسفندان و همهمه صدای دشنام و داد و فریادآدمیان ... حیوانات بیچاره از این منظره چرکین و بوی گوشت گندیده و خون برادرانشان پیش بینی سرگذشت هولناک خود را می نمایند. پذیرایی کنندگان آنها را با چهره های درنده و طماع جلو آمده ، هرکدام کارد و ساطور خونین به دست دارند و روی پیش دامنی آنها از خون بسته شده سیاه رنگ و چربی ، برق می زند؛ سپس آنها را به زحمت از همدیگر جدا کرده ، کشان کشان به گوشه ای می برند؛ بعد دست ها و پاهای حیوان را گرفته ، تا می کنند و اگر خواست استقامت بنماید با لگد و زور ورزی او را به زمین می زنند. حیوان دیوانه وار کوشش می کند تا خودش را از زیر دژخیم رها بنماید؛ اما سر اورا پیچ داده ، گلویش را با کارد پاره می کنند، آن وقت خون فوران میزند. هردفعه که هوا از ریه های او بیرون می اید صدای خشکی تولید کرده ، خون به اطراف پاشیده می شود. پس از آن مدتی دست و پا زده ، در خون خودش غوطه می خورد و هنوز جانش بیرون نرفته که سر او را جدا نموده، بادش می کنند. چشم های سیاه و درخشان حیوان که تا چند دقیقه پیش از زندگانی سرشار بود، غبار مرگ پرده ای روی آنرا می پوشاند و زبان از دهانش با کف خونین بیرون می آید .  بعد از آن شکمش را شکافته ، دل و روده حیوان را بیرون می شکند. بوی پشگل وبخاری که در هوا پراکنده  می شود و خون غلیظ گندیده که مگس و پشه روی آن پرواز می کنند، منظره چرکین و مهیبی را نمایان می سازد.

                                                         

 

                                                        ***

 

مردم شکم خودشان را پر از این گوشت مردار کرده و در همه خانه ها هنگام خوراک بوی دل به هم زن عضلات سرخ کرده و پخته شده که با هزار گونه آب و تاب رنگرزی پیرایش کرده اند بلند می شود. بچه ، زن و مرد از این تکه ها می خورند و این ها همان مردمانی هستند که لاف تربیت و ظرافت و پاک دامنی و پرهیزکاری و مهربانی می زنند .

                                                                           ***

 وقتی که به فکر فرو روید که معده ها پر از لاشه و خون لخته شده حیوانات  می باشد بسیار ترسناک است ؛ نه از نظر زجر و شکنجه حیوانات ، بلکه به سبب آن که بدون لزوم ، انسان احساسات رحم و اتحاد با مخلوقات طبیعت را در خودش به زور خفه کرده است.

                                                        ***

مهربانی چه لغت پوچ و اسم  بی مسمایی است. هرگاه اندکی قلب حساس داشته باشید و به شکنجه ها و ناله های دردناک و همچنین نگاه های پر از عجز و لابه تمام حیواناتی که در کشتارگاهها ، باغ وحش ها و سیرکها سر می برند، فکر بنمایید به کلی از خوردن گوشت جانوران بیزار خواهید شد

                                                         ***

چون اصل آدمی گیاهخواربوده و هست.چگونه انتظار دارید جهانی آرام و بدون کنش و درگیری داشته باشیم،در حا لیکه روزانه میلیون ها حیوان بی زبان و بی گناه سربریده می شوند. مردم دنیا همیشه از یکدیگر سوال می کنند چرا اینقدر دنیا بی رحم  شده و دایم ابرقدرت ها درحال جنگ و خونریزی هستند ، و در این میان تمام بدبختی ها ی جنگ بر مستضعفان دنیا تحمیل می شود، مردم نمی دانند که خود باعث این کشتارها و خونریزی ها هستند، وقتی انسان خونخوار باشد پس خواهان خون می شود و روح آرام او ناآرام می شود و قلبش تیره و تار می گردد و خشونت تمام وجودش را فرا می گیرد ، پس باید برای ارضای قلب پر از خشم و تاریکش ، خون بریزد که می بینید در حال انجام آن می باشد. جنگ های تاریخی بین اقوام مختلف دنیا ، ثمره یی جز پایین آوردن سطح انسانیت برای بشر به ارمغان نیاورده است.

                                                           ***

متاسفانه حیوانات نگون بخت علاوه بر اینکه هر روز کشته می شوند ، برای مراسم ضد اخلاقی و دور از انسانیت (قربانی کردن) نیز کشته می شوند. قربانی حیوانات برای بدست آوردن چه چیز گران قیمتی انجام می گیرد؟ این دستور برای آن دوران جاهلیت انسانها بود که اینقدر نادان و نابخرد بودند که همنوعان خویش را برای بتان سنگی و چوبی قربانی می کردند و با این اتفاق خداوند جلوی قربانی کردن بی شمار انسانها را گرفت . انسانها به این درجه فهم و شعور رسیدند که نباید دیگر فریب حاکمان خود را بخورند و عزیزانشان را برای خدایانشان قربانی کنند ولی هنوز به این درجه فهم و شعور نرسیده اند که دیگر زمان قربانی کردن حیوانات هم تمام شده و نباید اینقدر خونریزی در دنیا راه انداخت.این دستور خداوند برای آن دوران بود نه اینکه قرنهای متمادی این حیوانات را به خاطر مسائل خودخواهانه انسانها قربانی کرد.همیشه حاکمان و پادشاهان از جهل و نادانی قوم خود سوءاستفاده میکردند و میکنند و ذهن آنها را با مسائلی از قبیل قربانی کردن جهت مراسم دینی ومذهبی مشغول میکردند ومیکنند، تا مردم فکرشان همیشه درگیر خرافات وعقیده های بی پایه واساس باشد، تاآنها با خیال راحت برآنها فرمانروایی کنند وثروت، مال وجان آنها را چپاول کنند ..." 

 

           

 لینک دانلود کتاب انسان و حیوان

 

 

http://www.4shared.com/file/134839864/308112b3/Ensan_Va_Heyvan.html

 

 

 

 

 

لینک دانلود کتاب فواید گیاهخواری

 

www.ketabfarsi.org/ketabkhaneh/ketabkhani_3/ketab3458/ketab3458.pdf

 

 منبع:کلوب صادق هدایت.کلوب.کام....


 
من جبلک نیستم...
ساعت ٤:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۳۱  کلمات کلیدی:

دستانت را در موهایم فرو می کنی و مرا به این سو و آن سو می کشی ، بدون اینکه لحظه ای درنگ کرده باشی . در مقابل مقاومت های من به من لگد می زنی و با خشونت مرا تکان می دهی . رعشه بر اندامم می افتد و ترس تمام وجودم را فرا میگیرد . چاره ای جز پیروی از تو ندارم . دست تقدیر و طبیعت اینگونه تعیین کرده که تو ارباب باشی و من برده . تو ظلم کنی و من تحمل کنم. تو مرا از موهایم بلند کنی و من هیچ نگویم . ظلم به من و دوستانم چنان در تو نهادینه شده که دراین باره به خود تردیدی راه نمی دهی . هیچ گاه خود را در جای من گذاشته ای ؟آیا می دانی که من هم مثل تو عصب دارم ؟! آری ، من درد را حس می کنم ! زمانیکه تو مرا از موهایم بلند می کنی ، ان زمان که دست مرا می کشی ! من درد را حس می کنم . من جلبک نیستم !!






می گویند باید آلت قتاله ات تیز باشد تا ما درد کمتری را تحمل کنیم ! اما بدان فرق چندانی برای ما ندارد . در هر صورت تو می خواهی جان مرا بگیری . با ارزش ترین گوهری که دارم . من همان قدر جانم را دوست دارم که تو جان خود را دوست داری . کارد تیز یا کارد کند ؟! مگر برای تو فرقی دارد که گردنت را چگونه قطع کنند ؟! مرگ یعنی پایان تمام زیبایی ها . فکر می کنی با استفاده از چاقوی تیز با من مهربانی کردی ؟! مگر چاقوی تیز درد ندارد ؟ مگر تو وقتی دستت را می بری ، دستت نمی سوزد ؟ من هم مثل تو عصب دارم . من هم درد را همانگونه که تو حس می کنی ، حس می کنم . من جلبک نیستم !




فرزندانم را از همان لحظهء تولد از من جدا می کنی . سرنوشت مرگ و زندگی ما دست توست و تو همانگونه که میل داشته باشتی آن را برای ما رقم می زنی . ارادهء تو تعیین کنندهء آیندهء من و فرزندانم است . همه چیز به تو منتهی می شود و تو تصمیم گیرنده ای .
ممکن است میل برهء تو دلی داشته باشی ، که در آن هنگام فرزند متولد نشدهء مرا به زور از من می گیری در مقابل چشمان من می کشی . و البته ممکن است امروز هوس کباب بره کرده باشی ، و در آن صورت فرزند تازه متولد شدهء مرا درحالیکه غافل از ناملایمتی های این جهان بی رحم مشغول بازی و شادی است میگیری و سر می بری و می خوری . او پر از شادی ، سرزندگی ، بازیگوشی و حیات بود ، و تو در یک لحظه او را خاموش کردی . او دوست داشت بزرگ شود ، در چمن زار ها بدود و با دیگر بره ها بازی کند و بوی علف تازه را با تمام وجود حس کند ، و تو دوست داشتی کباب بره بخوری !
او فرزند من بود و من او را دوست داشتم ! می فهمی !؟ دقیقا به همانگونه ای که تو فرزندت را دوست داری . چرا فکر می کنی ما عاطفه و محبت نداریم ؟ من هم مثل تو یک پستاندارم . من هم فرزندم را دوست دارم . من هم مملوء از محبت نسبت به بچه ام هستم. من مرگ را می فهمم . من جلبک نیستم !

ما را در کامیون ها و باربرهای کوچک میچپانید و به وحشیانه ترین شکل ممکن به کشتارگاه ها می برید . احساس خفگی ، احساس ترس . من هم مثل تو از اکسیژن استفاده می کنم ، و از اینکه با فشار در یک محفظهء کوچک و شلوغ قرار بگیرم متنفرم . احساس خفگی می کنم. مرا غرق ضربات چوب و چماق نکن ! به من لگد نزن ! به صورتم پا نکوب !
امان بده ! امان بده !
دوستان و خواهر و برادرنم را در مقابل چشمان من سر نبر . ناله و فغان آنها مرا کر می کند . صدای پاره شدن خرخره ، فوارهء خون ، نفس ها تند شده و به شمارش می افتند . مشاهدهء صحنهء جان کندن آنها لرزه به اندامم می اندازد . من آنها را دوست دارم ، دقیقا همانگونه که تو اعضای خانواده ات را دوست داری . مگر تو دوست داری اینگونه عزیزانت را جلوی چشمانت از تو بگیرند ؟! اگر زبان ندارم تا فریاد بزنم و از زمین و زمان دادخواهی کنم به این معنا نیست که درد و رنج و غصه را حس نمی کنم . من مرگ و حس از دست دادن را درک می کنم . من جلبک نیستم !






چه تفاوتی بین من با سگ و گربهء دلبند تو هست که تو آن ها را دوست داری ولی من را دوست نداری ؟! چرا هرگاه صحبت از حقوق حیوانات می شود تو صرفا به یاد آن گربهءکور و یا آن سگ چلاق می افتی ، اما حتی لحظه ای به من و خواهر و برادرنم فکر نمی کنی ؟ مگر ما حیوان نیستیم ؟! مگر من درد را حس نمی کنم ؟ مگر آن سگی که تو برایش دلسوزی می کنی درد را بیشتر از من حس می کند ؟!
چرا در مقابل خبر سر بریده شدن یک توله سگ منقلب می گردی و آشفته می شوی و برای او به دادخواهی می روی ، ولی از اینکه روزانه صدها میلیون تن از همنوعان من سر بریده می شوند ، هیچ احساسی نداری ؟! چرا با دیدن صحنهء تصادف یک گربه در خیابان سراسیمه به کمکش می شتابی و ناخواسته اشک بر گونه هایت سرازیر می شود ، ولی با دیدن صحنهء جان کندن من متاثر نمی شوی ؟! چرا ؟!
مگر من چه فرقی با آن گربه دارم ؟! چرا من را فقط باید در ظرف شام و نهارت پیدا کنی ؟ باور کن من هم درد را همان اندازه حس می کنم . من هم به حمایت تو نیاز دارم . ممکن است مثل آن گربه ملوس و اغواگر نباشم . ممکن است مثل آن سگ برای تو دم تکان ندهم . ولی من هم زندگی ام را دوست دارم . حیات ، من سهم خود را از این واژه می خواهم! من نمی خواهم بمیرم . به من هم بیاندیش . مرا هم اندازهء همان گربه و سگ دوست داشته باش . من معنای دوست داشتن را می فهمم . من جلبک نیستم .

 

(ممنون از دوست بسیار عزیزم((حامی حیوانات)) )


 
زندان سگ ها در قرن بیست و یکم.....
ساعت ٧:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۳/۱۳  کلمات کلیدی:
زندان سگ ها در قرن بیست و یکم
منبع : http://kkiiaannaa.blogfa.com/post-33.aspx

(شما، بعنوان صاحب حیوان خانگی، تنها فرد مسئول برای حفظ سلامتی و نجات جان حیوانتان هستید)
قبل از خواندن این مطلب ، بارها بارها به مخاطبین خود گفته ام ، بنده ، نه ، نفسم از جای گرم بلند می شود ، نه مرفه بی درد هستم ، نه بی خبر از مسائل سیاسی، اجتماعی و فرهنگی مملکت و مردمم می باشم و نه یک فرد بیکار . اینجانب دغدغه ای جز آگاهی مردم کشورم از ویرانی ها و نابودی های طبیعت خیره کننده و زیبای کشورم و فراموشی آداب ورسوم پرشکوه باستانی سرزمین مان ایران را نداشتم و ندارم. در راه آزادی میهنم ، بارها تا پای جان پیش رفتم .این گفته ها را تنها به این دلیل عرض می کنم که آن دسته از عزیزانی که همواره این بنده ی کوچک را با کلمات و جملات ناشایست و دوراز اخلاق انسانی مورد لطف و توجه خود قرار داده اند ومی دهند ، بدانند ؛ انسانی که اینگونه جان همه ی موجودات روی زمین از مورچه تا نهنگ بزرگ خلیج همیشه پارس برایش مهم و ارزشمند می باشد، برای آزادی و نجات هم میهنان و سرزمینش بیشتر از سایر مردم ، تلاش و کوشش می کند. افرادی که به فکر گرسنگی حیوانات بدبخت و زبان بسته هستند ، بطور قطع بیشتر از دیگران به فکر شکم های خالی و گرسنه ی مردمان فقیر و ذلیل مملکتش می باشد. ما ایرانیان واقعی ، با ذره ذره ویران شدن آثار باقیمانده ی پارسه ، پاسارگارد ، نقش رستم و سایر آثار باستانی ، نابودی معادن ، کوهها ، روزخانه ها ، طبیعت زیبای ایرانمان، شکستن حریم دختران سرزمین مان و مثل کالا صادر کردن انها به کشورهای نوپای اعراب جاهل ، ما نیز ذره ذره رو به نیستی و نابودی می رویم. هر روز که از خواب بیدار می شوم ، عزمم را بیشتر جزم می کنم که برای آگاهی مردم کشورم از چنگالهای تیز خرافات دینی و مذهبی که تنها راه نابودی آزادی بشر می باشد ، تلاش بیشتری کنم . من مخالف دین و وذهب نیستم ، من مخالف عقیده های از خود در آوردنی عده ای متعصب دینی هستم که از مردم ساده اندیش ایرانی سوءاستفاده می کنند. دغدغه و غصه های من برای این سرزمین آنقدر زیاد است که تحمل این هم درد و رنج برای افرادی که دغدغه ای جز دنبال کردن بازیهای فوتبال ، مهمانی دادن های دوره ای ، وقت گرفتن برای سالن آرایش ، دنبال کردن رسم و رسوم های ملل دیگر، بسیار سخت و غیر قابل تحمل می باشد


گشت ارشاد در یک کلام یعنی ، تو بعنوان عضو یک جامعه از لحاظ عقلی و شعور ، صلاحیت کنترل رفتار و اخلاق خود را نداری و ما باید ، تک تک ، شما افراد جامعه را ارشاد کنیم تا راه خطا را پیش نگیرید و راهی را که ما به شما می گوییم را بروید .این زنان و مردهای بهشتی و با خدای گشت ارشاد ، حیوانات خانگی را هم مورد ارشاد خود قرار می دهند. البته وقتی متوجه می شوند که این زبان بسته ها حرف و حدیث آنها را متوجه نمی شوند ، زبان ارشادشان ، به سمت صاحبان این حیوانات باز می شود. کجای این دنیا بزرگ ، این وضعیت را می بینید و در کدام دین و مذهبی اشاره شده است که نگهداری از حیوان خانگی جرم است و انحراف از اخلاق می باشد؟ !!! طبق قانون مدنی جمهوری اسلامی ، نگهداری از حیوانات خانگی بلامانع می باشد مگر اینکه موجب اذیت و ناراحتی همسایگان شود.به همین سادگی و در روز روشن در دین اسلام دست کاری می شود. مگر نه این بوده که پیامبر بزرگ مسلمانان جهان ، قبل از رسالت پیامبری خود، چوپان بوده و هیچ چوپانی بدون سگ گله، قادر به حفاظت از گله ی خود نیست. پیامبر بزرگ اسلام ، خود بارها و بارها مسلمانان را از آزار و اذیت حیوانات منع کرده و حدیث های بیشماری از او و امامان در مورد نگهداری از حیوانات و محبت کردن به آنها با ذکر منابع موثق وجود دارد.از جمله از پیامبراسلام حدیث آمده:


اگرگربه ای از گرسنگی در خانه کسی بمیرد، آن شخص به جهنم خواهد رفت، و اگر کسی تشنگی سگی را که درکنار چاه آبی منتظراست، فرو بنشاند تمامی گناهانش بخشیده خواهند شد

درتعلیمات اسلام نمونه‌های بسیاری از این دست یافت می شود، به عنوان مثال، هنگامی که مسلمانی چیزی می کارد و حیوان یا پرنده ای از آن تغذیه می کند، این در چشمان خداوند به حکم انفاق است حضرت محمد صلی الله علیه و آله مسلمانان را از بستن حیوانات و استفاده کردن از آنان به عنوان هدف تیراندازی منع کرد
البخاری نقل کرده است که رسول‌الله شخصاً با پیراهن خود صورت اسبش را پاک می کرد، و می فرمود که دادن حتی دانه ای گندم به اسب عملی خیر است.این مثال را می توان مجاز از کل موجودات گرفت همچنین مسلمانان از دور کردن حیوانی از مادرش یا سوزاندن لانه مورچگان منع شده‌اند. حتی نقل شده است که یکی از بزرگترین دانشمندان اسلامی بعد از مرگش توسط خداوند تمامی گناهانش بخشیده شد نه به این علت که تالیفات زیادی داشت و اهل علم بود بلکه به این دلیل که گربه ای را در خیابانهای بغداد از شدت سرما نجات داده بود

بسیاری از شاهدان غربی از دیدن مراقبت و زحماتی که مسلمانان برای حیواناتشان می کشیدند متحیر می شدند برای مثال، ولنی ذکرمی کند تعداد زیادی از سگان زشت ولگرد در خیابان‌های قاهره وکلاغان در حال پرواز بر فراز خانه‌ها ، زندگی می کردند اما مسلمانان هیچکدام از این حیوانات را نمی کشتند، گرچه هر دو آن‌ها کثیف و ناقل بیماری باشند وحتی مسلمانان مؤمن تا حدی پیش رفته بودند که برای سگهای ولگرد جایگاه آب و نان ساخته بودند ودر خانه هایشان از آنها نگهداری می کردند

تونوت همچنین ذکر کرده است که مردم ثروت قابل توجهی از مالشان را صرف غذا دادن به سگ ها و گربه ها می کنند، و بعضی حتی به نانوایان و قصابان جهت چنین امور خیری مبالغ هنگفتی می دادند کسانی هم که مسئول این امور می شدند با میل و علاقه این کار را انجام می دادند نه به خاطر کسب سود ودرآمد.



در زمان پیامبر اکرم سگها، گربه ها، پرندگان و انواع دیگر حیوانات جمعاً مورد مراقبت عموم مردم بودند. پرندگان آزادانه به داخل مساجد پرواز می کردند و حتی لانه هایشان را بدون مزاحمت در محیط مسجد می ساختند.
پرندگان وحشی بدون مزاحمت بر فراز مزارع پرواز می کردند و هیچ هنگام دیده نمی شد که فردی چه دیوانه وچه دانشمند به لانه ی پرنده ای تجاوز کند. در قاهره مسجدی را ذکر می کند که هر روزدر ساعت معینی تعداد زیادی گربه بدان وارد می شدند تا غذایشان را از مرد خیری در آنجا دریافت کنند

پیامبر اسلام می گویند: لعن الله من مثل بالحیوان او حبس؛ ؛ «خداوند لعنت کند کسی را که حیوانی را مثله کند یا آن را زندانی کند.
همچنین از پیامبر (ع)نقل
شده که فرمود :«در شبی که به معراج رفته بودم بر آتش جهنم گذری داشتم. زنی را در حال عذاب دیدم از علت عذاب پرسیدم. گفته شد گربه‌ای را بسته بود و آب وغذایش نمی داد و اجازه استفاده ازخس و ‌خاشاک زمین را هم به او نمی‌داد تا گربه به هلاکت رسید پس خدا به واسطه آن عمل ناشایست عذابش می‌کند وتا ابد آن زن در عذاب جهنم خواهد ماند حضرت علی می فرمایند:خدا لعنت کننده ی کسی است که حیوانات را لعنت می کند. عبد الله ابن جعفر گوید: حضرت رسول به خانه یکی از انصار داخل شد. شتری را مضطرب دید حضرت نزد آن شتر آمد و کوهان شتر را دست مالید و نوازشش کرد تا آرام گرفت. سپس فرمود صاحب شتر کیست؟ جوانی نزد حضرت آمد و عرضه داشت من صاحب شترم حضرت فرمود آیا از خداوند درباره این حیوان نمی‌ترسی؟خداوند تو را مالک این حیوان قرار داده، سیرش نمی کنی و شکنجه‌اش می‌داری؟
امام صادق به جنگ انداختن عمدی دو حیوان را مکروه می دانند.
همچنین نقل شده که پیامبر اکرم(ع) با یارانش از حرم گذر می ‌فرمود. آهویی خوابیده بود. حضرت یک نفر را حافظ او قرار داد تا آن حیوان را نترسانند و آزارش ندهند.


چه زیبا می گوید شهید چمران که : "آه خدایا ! من فریاد حیوان بیگناه را میشنوم. من درد او را احساس میکنم. من اشکی را که در چشمانش میغلتد میبینم. من بیگناهی او را میدانم. من می بینم که او مرا به دادخواهی طلبیده است. و من نیز با همه وجودم آماده ام که به بیگناهی او شهادت دهم. او را شفاعت کنم و از مردم بخواهم که به خاطر خدا و به خاطر من از این حیوان زبان بسته بگذرند حیوان بیگناه میخواهد فریاد کند اما صدایش درنمیآید. و من میخواهم بدوم دستش را بگیرم اما طلسم شده ام "

قسمت مربوط به نقل از احادیث از سایت دوستداران حیوانات و محیط زیست گرفته شده است .
http://www.irspca.com


به کدامین گناه و جرمی ، ما سگها را نجس می خوانید و زندانیمان می کنید ؟؟؟
پس این چگونه قانون از خود درآوردنی می باشد که ما دارندگان حیوانات خانگی ، حق قدم زدن و حق محبت کردن با حیوانات را نداریم. جدا از مساله دین و مذهب ، ما ایرانیان اولین مردمانی از جهان بودیم که عشق و محبت کردن به حیوانات را به قرزندانمان یاد دادیم ، جان همه ی حیوانات را با ارزش می دانستیم (درواقع منشور کوروش بزرگ ، تنها مشنور حقوق بشر نیست، بلکه منشور حفظ حقوق جان همه ی جانداران روی زمین را شامل می شود) ، حیواناتی چون سگ و اسب را اهلی کردیم و بدور از آزار و اذیت کردن وعدم سوء استفاده از انها ، در زندگیمان از آنها یاری جستیم . حال نگهداری از حیوان خانگی بوی‍‍ژه سگ ، تقلید از فرهنگ نوپای غربی شده ؟!!!!!!!!! من ایرانی که اجدادم اولین انسانهایی بودند که از سگها بعنوان نگهبانان برای حفاظت ازمال و دارایی هایشان نگهداری می کردند ، حالا که از یک سگ نگهداری می کنم به گفته یگشت ارشادی ها ، مقلد یک اروپایی تازه به دوران رسیده شده ام !!!! آیا مجسمه ی سنگی سگ (مستیف پارسی) در موزه ی پارسه (تخت جمشید) را ندیده اید و آیا شواهد و اسناد موجود ، دال بر احترام ایرانیان به این حیوان با وفا نبوده. این حیوان هزاران سال در سرزمین کهن ما ، ارزش و احترام داشته و حالا به روزگار دردناکی دچار شده است که باید توسط مامورین ، از صاحبانشان جدا شوند و روانه ی زندانهای کلانتری های شهرها شوند. واقعاً وضعیت اسف باری می باشد . یک سگ خوشگل وکوچولو که روزگار خوشی را پیش صاحبش گذرانیده ، بیکباره به جایگاهی منتقل می شود که نه آبی ، نه غذایی و در جایی که مملو از کثافت و میکروب وجود دارد اور ا با طناب محکمی به گوشه ای می بندند و به چشم یک هیولا به او نگاه می شود و حتی از دست زدن به او ابا دارند!!!!! از سوال و جواب هایی که از صاحبان این سگهای زندانی شده بعمل آمده ، اکثر سگهای خوشگل توسط خود مامورین کلانتری ها جدا می شوند و به محله ی منزجر کننده ی مولوی ( شرم بر ما باد که نام این انسان والا و وارسته را بر روی این محله ی کذایی گذاشته ایم ) می برند و بقیه سگهای بیچاره را داخل گونی کرده و در بیابان ، رها می کنند و یا می کشند. نمی دانم به چه جرمی ، مرگ مخلوق های خدا را صادر می کنند و به چه حقی و به چه اجازه ای ؟!!!!!!! باور کنید وقتی به چشم های یک سگ نگاه می کنید اوج مظلومیت را در نگاهش می بینید.

صدای ناله و جیغ سگ واقعاً ناراحت کننده و غم انگیز است. باز نگویید دارم احساساتون رو بر می انگیزم . من نمی دانم اگر انسان احساساتی نباشد پس فرقش با سنگ چیه؟ تا از مظلومیت حیوانات سخن گفته می شود ، انگ احساساتی بودن افراطی به من و امثال من زده می شود. کشتن سگها با گلوله ، زدن پتک روی سرشان و مسموم کردن حیوان صورت می گیرد. دیدن این صحنه ها واقعاً دلخراش هست. سگ با چشمانی اشکبار به مامور شهرداری نگاه می کند و او از روی وظیفه ی کاری اش سر حیوان را هدف می گیرد و یک تیر در مغزش خالی می کند. توله های کوچولوی ماده سگ کشته شده ، مات و مبهوت از بی دلیل کشده شدن مادرشان ، یکی یکی درون گونی ها انداخته می شوند و زنده به گور می شوند. تعجب نکنید این همه اتفاقهای ناگوار در چند قدمی خانه های شما روی می دهد.
PERSIAN MASTIF

اتومبیل شخص بنده ، به مدت 20 روز متوقف می شود ، چرا ؟ به چه دلیل ؟ ، چون من در یک روز ، سگ مریض احوال خود را برای مداوا به کلینیک دامپزشکی می بردم که توسط پلیس راهنمایی رانندگی متوقف شدم و بعد از کلی دردسر ، انگهایی چون بلند بودن صدای ظبط ماشین ، سرعت بالا و ...به من وارد شد و بعد از دادن تعهد نامه ای مبنی بر اینکه اگر یکبار دیگر من را همراه سگم در اتومبیل متوقف کنند ، عواقب ناگواری درانتظارم خواهد بود. جالب اینکه اون روز اصلاً ظبط ماشین روشن نبود، آن ساعت از روز ، زمان پر ترافیکی بود و سرعتی در کار نبود. به همین راحتی قانون از خود در آوردنی به مدت چند روز زندگی عادی را از ما سلب کرد.

روی سخنم با شما صاحبان مهربان و عاشق حیوانانتان می باشد. چندین نکته مهم را برای حفظ جان حیوان خود دراین وضعیت نا بسامان و آشفته بازار، مورد توجه قرار دهید تا هم خودتان دچار دردسر نشوید و هم این زبان بسته های مظلوم از زندگی ساقط نشوند.

  • هنگامی که مامورین ارشاد به شما و حیوان خانگی تان گیر دادند ، خونسردی خودتان را حفظ کنید وهول نشوید ، ابتدا با آرامش ومودبانه با مامورین صحبت کنید و اگر در حد ارشاد به شما گیر دادند که چه بهتر همه ی حرفهای انها را تنها بخاطر حیوانتان ، قبول کنید و به آنها قول دهید که دیگر با حیوانتان در معرض دید عموم قرار نمی گیرید.

  • در مورد توقف اتومبیلتان نیز ، به همین روش بالا ، عمل کنید و اگر آن فرد پلیس ، از خود مردم باشد و حرفهای شما را قبول کند که چه بهتر، ولی اگر با حالت تند و پرخاشگر با شما رفتار کرد ، چیزی نگویید که هر انچه بگویید علیه حیوان و خودتان تمام خواهد شد. در نهایت مثل خود من برای چند روز اتومبیلتان را متوقف می کنند که جای شکر دارد که حیوانتان را اینگونه از دست نمی دهید.
  • اگر مامورین نیروی انتظامی (گشتی های محله ها ) به شما گیر دادند ، باز هم با زبان آرام با آنها صحبت کنید و آنها را متقاعد کنید که شما و حیوانتان مزاحم کسی نیستید و نمی شوید و فقط در مواقع توالت حیوانتان او را بیرون می آورید. از احادیث و دلایل محکم برای متقاعد کردن مامورین نیروی انتظامی یا ارشاد استفاده کنید. طوری قاطعانه صحبت کنید که مامور را از گیر دادن منصرف کنید.
  • همه ی موارد بالا در صورتیکه که با حرف زدن های شما، قضیه ختم به خیر شود. اگر زبانم لال با شما برخورد جدی تری شد ، حتماً پیگیر حیوانتان باشید و تا گرفتن حیوانتان از کلانتری و زندانهای حیوانات ، خسته نشوید. من خودم چندین بار با دلایل محکم با مامورین نیروی انتظامی در مورد جرم نبودن نگهداری حیوانات بخصوص سگ ، صحبت کردم . لااقل مامورین محله خودمان را متقاعد کرده ام و آنها نیز دیگر من کاری ندارند. یکیشون به من می گفت : خانم می دونی نباید با سگ راه بری. گفتم جناب سروان، از خودت قانون درست می کنی. سگمو اوردن پی پی کنه، منم مزاحم کسی نشدم. بعد چپ چپ نگاهم کرد منم به او چپ چپ نگاه کردم. یک بار دیگه یک گشتی بهم گیر داد گفت ، خانم ،سگت رو چمن راه می ره همه جا رو داره نجس می کنه. منم بهش جواب دادم: جناب سروان ، داری به خدا توهین می کنی. چون داری به مخلوقش ایراد می گیری. گفت اسلام گفته سگ نجس، گفتم دروغ گفته. اگه اسلام گفته نجس پس تکلیف مردان روحانی اصحاب کهف چی بوده. یعنی آنها 309 سال با نجاست خوابیدند ؟ دیگه موند چی بگه. سربازی که باهاش بود یواشکی می خندید. گفتم خود آیه قران تون آیه داره که شکار تو دهان سگ رو می تونید بخورید. اونوقت تو می گی سگ نجسه. سگ بیچاره رو ، یه خلیفه آشغال عرب از حرص و کینه به سگهای ایرانی نجس اعلام کرد. نه پیغمبر تو و نه امامان تو این فتوا را صادر کردند ، پس یه اسم اسلام از خودتون هر چرند و پرندی تو جامعه باب نکنید.
  • سعی کنید حیوانتان بویژه سگ را دراتومبیل پارک شده درمعرض دید عموم نگذارید. چون هم احتمال دزدیدن حیوان زیاد است و هم گشت ارشادی ها سریعاً به جرثقیل راهنمایی رانندگی زنگ می زنند برای حمل اتومبیلتان. جلوی چشم خودم یک موتوری ، شیشه اتومبیل فردی را شکستند و سگ خوشگول داخل آن رادزدیند. شگهای دزدیده شده در بازار قاچاق حیوانات برای فروش فروخته می شود.
  • بهترین زمان بردن حیوانتان برای توالت کردن ، شب هنگام یا عصرمی باشد آن هم در جاهایی که کمتر در معرض دید عموم می باشد . من خودم سگم را همیشه به پارک نزدیک منزلمان می بردم که کمتر کسی در آنجا می رفت ( پارک محلی) ، یک روز یک آخوند که منزلش نزدیک پارک بود به من خندید و گفت این بچه کوچولو (اشاره به سگ)به مامانش رفته یا باباش ، بعد هم همینطور فحش و حرفهای رکیک به من زد و رفت. متاسفانه نوکرش روز بعد اومد و گفت که اگه یک دفعه دیگه سگتو تو پارک ما بیارید ( یک شبه پارک عمومی رو بنام زدند) ، پدرت درمی یاریم. من هم فقط بخاطر سگم ، از رفتن به اون پارک منصرف شدم. بعضی وقتها ، نباید بخاطر کسایی که اصلاً یک سر سوزن هم ارزش ندارند ، خودمونو تو دردسر بندازیم. اینو گفتم که تو مملکت آزادی زندگی نمی کنیم که بخواهیم علیه این افراد شکایت کنیم. به شکایت مردم رسیدگی نمی شود چه برسد به شکایت علیه کسی که حیوان آزاری می کند.
  • وقتی در حال حرکت با اتومبیل هستید ، اجازه ندهید سر سگتان در جاهای شلوغ بیرن بیایید که خدای نکرده ، چشم مامورین به او بخورد و باعث دردسرتان شود.
  • خواهشی که همیشه از صاحبان حیوان بخصوص سگ داشتم و دارم این هست که اگر سگتان در کوچه و یا جایی که جلوی دید عابرین می باشد ، مدفوع کرد با یک تیکه چوب یا مقوا ، مدفوع حیوان را به داخل جوی آب یا پای درخت بیندازید تا هم منظره ی زشتی ایجاد نشود و هم بهانه به دست انسانهای مریض ندهیم. متاسفانه کمتر صاحب سگی دیدم که مواظب سگ خود باشد که هر جایی مدفوع نکند. بارها شده که بخاطر حفظ جان سگ خودم ، مدفوع سگهای دیگران را از جلوی درب ورودی خانه ای ، مغازه ای و پیاده رویی کنار زدم . ای کاش فرهنگ نگهداری حیوان خانگی بالاتر برود و تنها بخاط پز دادن های مسخره ، اقدام به نگهداری حیوان خانگی نکنیم. من هنوز دلیل پز دادن بعضی از مردم را بخاطر داشتن سگ یا حیوانات دیگر خانگی متوجه نشدم. یعنی طرف سگ می خره که به دیگران فخر بفروشه که آره من مایه دارم. همینجا به همه آنها لعنت و ننگ می فرستم. چون این افراد عاشق حیوانات نیستند و رسیدگی خوبی از حیوانات نمی کنند. فقط برای هدفهای کثیف و مسخره شان اقدام به نگهداری از این زبان بسته ها می کنند. وقتی هم که قادر به نگهداری از انها نباشند ف بیشرمانه یا انها را می فروشند یا واگذار می کنند و یا در پارکی ، خیابانی و کوچه ای رها می کنند. بارها شده سگهای خانگی در کوچه پس کوچه های شهر از گرسنگی در حال جان دادن هستند. چقدر دردناک است.
  • مواظب گربه های ملوس خود باشید ، خبر ناگواری که شنیدم و باید منبع موثقی از آن پیدا کنم در مورد صادر کردن گربه های ایران به کشور آشغال خور چین هست. این اقدام وحشیانه با همکاری شهرداری انجام می شود. به محض اینکه اطلاعات بیشتری در این مورد بدانم ، برای اعتراض به این عمل قبیحانه اقدام خواهم کرد. کلاض باید مواظب حیوانات خود باشیم چون در این مملکت دزد همه چی پیدا می شود. در ضمن آن گربه های خوشگلی که درون سبدهای تزئین شده در مغازه ها بفروش می رسد ، روزگاری گربه های زنده ای بودند که وحشیانه کشته شدند و با روش تاکسیدرمی نادرستی آنها را جای عروسک گربه روانه ی بازار می کنند و مردم نیز بی خبر از همه جا انها را خریداری کرده و کنار شومینه ، بالای تختخواب ، گوشه اتاق و هر گوشه ای از خانه یشان قرار می دهند. چرا وقتی صنعت عروسک سازی اینقدر پیشرفته و مجهز شده ، ما انسانها باز راه آسانتر و قبیحانه تر را برای پولدار شدن انتخاب می کنیم.
  • سگ خود را طوری تربیت کنید که باعث اذیت همسایگان نشود. تعداد زیادی از افراد از سگها می ترسند حتی سگهای کوچولوی پشمالو. ما باید به آنها حق بدهیم و با احتیاط از کنار انها عبور کنیم. با این عمل ، اعتماد مردم را نسبت به دارندگان حیوانات خانگی بالا می بریم و فرهنگ غنی خود را به همگان نشان می دهیم.هرچقدر مراعات همسایگان خود را کنیم ، آسایش و آرامش بیشتری برای خود و حیوانمان بوجود می آوریم. برای خاطر جمع شدن بعضی همسایه های فضول از سلامتی حیوانتان ، با نشان دادن شناسنامه و واکسن های انجام شده ، آنها را مطمئن کنید.
  • راه آخر برای مبارزه با زندانی نکردن حیوانتان توسط مامورین ، به خطر انداختن خودتان می باشد. کاری که من انجام دادم و تنها بخاطر عشق و علاقه ی زیاد من به حیوانم بود. نمی دانم آیا کسی حاضر می شود به مامورین بگوید : سگ من را کاری نداشته باشید و بجای آن من را زندانی کنید ، من را بکشید ، این حیوان هیچ تقصیری ندارد. آنچنان داد وفریادی راه انداختم که خودشان منصرف شدن و تنها اقدام به جریمه من کردند. فقط دردشان پول هست.
در آخر خیلی مواظب خودتان و حیوانتان باشید ، از آنها خوب مراقبت کنید، آنها را کتک نزنید، تنها شما مونس و دوست آن زبان بسته ها، شما هستید. در مملکتی زندگی می کنید که قانونی مبنی بر محبت نکردن به حیوانات دارد . اگر توان مالی خوبی برای نگهداری از حیوان ندارید ف عاجزانه خواهش می کنم از این کار منصرف شوید. حیوان باید غذای مقوی بخورد ، از نظر بهداشتی و پیشگیری از بیماریها تامین شود. دوستی ، گربه بسیار خوشگل و خوشرنگی را به خانواده ای می دهد بعد از گذشت دو ماه گربه را پس دادند. گربه ی سرحال و چاق ، نصف روز اولش شده بود و بی حال و فقط عادت به خوردن سیب زمینی سرخ کرده داشت. اخه کسی که برای خودش هم زورش می یاد خرج کنه ، چطوری می تونه غذای یک حیوان را تامین کنه. فقط ادعا ادعا که ما حیوانات را خیلی دوست داریم.
از سربازان جنگی هم کمتر هستیم ،در حال جنگ کردن هم دست از محبت کردن به حیوانات بر نمی دارند.


 
شکنجه و کشتار حیوانات........
ساعت ٦:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/۳۱  کلمات کلیدی:
آیا تلاش برای جلوگیری از شکنجه ، بیگاری و کشته شدن میلیونها حیوان در سراسر دنیا ، امری افراطی و احساساتی می باشد؟ !!!!
عذاب آور ترین و ناراحت کننده ترین مسئله ای که در حال حاضر روح و روان من و حامیان واقعی حیوانات را آزار می دهد، انگ افراطی بودن در حمایت از حیوانات می باشد . اینکه ما حامیان واقعی حیوانات را انسانهایی فوق العاده احساساتی ، غیر منطقی، بیکار، مرفه بی درد و بی دین خطاب می کنند که کاری بجز نجات و حمایت از حیوانات در زندگی مان نداریم و اصلاً به مسایل و مشکلات مردم جامعه ی خود و دنیا توجه نمی کنیم و درواقع با پوزخند و مسخره ی افراد مختلف ، همه روزه درگیر هستیم. در اینجا به بیان چند نکته قابل تامل اکتفا می کنم.

نجات میمون شکنجه شده توسط حامیان حیوانات
خنده سرمستانه ی کودکی که شاهد قربانی چندین گوسفند بوده است.
نجات حیوانات آزمایشگاهی توسط حامیان حیوانات
بنظرشما اگر تعداد گوسفند بیشتری خونش ریخته می شد ،ما جنگ ۸ ساله را می بردیم؟!!!
·آیا بیان واقعیت های تلخ دنیا که شامل کشتارهای دسته جمعی حیوانات و انسانها ، شکنجه های وحشتناک و غیر قابل تحمل از سوی انسانها بر حیوانات و انسانها، قطع کردن گروهی درختان جنگل، از بین بردن محیط زیست کره خاکی مان توسط آلودگی های ایجاد شده توسط موجود دوپایی بنام انسان و ... و تلاش برای جلوگیری از این اعمال وحشیانه و ضد بشری ، کاری افراطی و مسخره آمیز می باشد؟
آزمایشهای مرگبار و عذاب دهنده ی روی حیوانات بخصوص میمونها
میمونها چقدربدبخت هستندکه شباهت زیادی به این انسان بیرحم دارند که اینگونه ازآنهابه بهانه پیشرفت علم ،سوءاستفاده میشود.

فقط به چشمان وحشت زده مرغ بدبخت نگاه کنید، کسی قرار نیست احساسات شما را برانگیخته کند

·آیا تلاش برای آگاه سازی مردم و نجات آنها از چنگال تیز خرافات و موهومات که شامل قربانی کردن حیوانات و انسانها می باشد، کاری ضد اخلاقی و ضد دین و مذهب می باشد؟ تا چه زمانی می خواهید عقل خودتان را دست گروهی جاه طلب و سوءاستفاده کن قرار دهید و پیرو عقیده ها و نظرات شخصی آنها باشید. تک تک شما انسانها، دارای همان قابلیت ها و توانایی هایی می باشید که آن گروه اندک دارا می باشند. منتهی مراتب آن گروه اندک از این توانایی های خود برای چپاول و مطیع نگه داشتن پیروان خود سوءاستفاده کرده اند و می کنند. بدین گونه که با متفاوت نشان دادن خود از لحاظ فرم لباس ، زندگی و غیره خود را برتر از دیگران دانسته و می دانند و از جهل و ناآگاهی مردم در جهت منافع خود استفاده می کنند و سعی و تلاش می کنند که همیشه مردم را در این جهل و نادانی نگه دارند، چون هر زمان که مردم از واقعیت های پشت پرده خبردار شدند، کار کاسبی این گروه اندک پرچیده می شد و می شود. متاسفانه از بیان خیلی از حقایق در اینجا عاجزم چون هضم بسیاری از باورهای غلط بنام دین و مذهب آنچنان در رگ و تن مردم کشورم ریشه کرده است که گفتن حقایق فقط راه من را از هدفم دورتر می کند و مخالفان عقاید من را بیشتر.

آیا کمک کردن به حیوانات گرسنه ، زیاده روی در احساسات آدمی می باشد؟

با ارزش پوزش فراوان از تک تک شما بخاطر تغییر در این پاراگراف
·سوالی که پیش می آید این است، مگر (سانسور) دین عدالت و آزادی بیان نمی باشد ؟!! مگر به گفته ی (سانسور)، هر کسی در انتخاب دینش آزاد نمی باشد؟ بنابر این استدلال و سند موجود در (سانسور)، هر کسی با هر عقیده ای که دارا می باشد، آزاد است که هر سخن و انتقاد و عقیده ای را با خواهران و برادران (سانسور) در میان بگذارد و همین طور (سانسور) بتوانند آزادانه و بدون هیچ تعصبی از غیر (سانسور) انتقاد و به بیان نظر خود بپردازند. ولی متاسفانه شاهد این هستیم که هرگاه سخن و انتقادی خلاف آنچه در کتاب آسمانی(سانسور) و دستورات (سانسور)است، بیان می شود ، درجه ی تعصب (سانسور) بالا می رود و شخص مورد نظر را مورد حمله قرار می دهند و او را فردی بی دین، کافر ، متعصب ، افراطی و صاحب خرد کم معرفی می کنند. وقتی سخن از قربانی نکردن حیوانـات به بیان می آید، سریعاً (سانسور) می آورند که خداوند ، خود دستور داده است که برای (سانسور) باید خون حیوانی را بریزیم و ما هم بدون هیچ تامل و اندیشیدنی ، دستور کشتن حیوان زبان بسته را اجرامی کنیم. باز می گوییم، شما نباید گوشت و خون حیوانات را بخورید، باز آیه ای می آورند که خود خدا فرموده که از حیوانات برای تغذیه خود استفاده کنید. آیا بین خود و قوم ایراد بگیر بنی اسرائیل فرقی می بینید؟! آنها نیز برای هر حقیقت زندگی بهانه و ایرادی می گرفتند .ولی آیا تابحال به این دستورخداوند گوش فرا داده اید که به بندگانش فرموده است: هرکسی نماز بپا دارد ، دین خود را بر من و رسولش تمام کرده است. همین عبادت ساده برای خدای شما کفایت می کند. همین که شما (سانسور) خود را رعایت کنید و به آن اعتقاد داشته باشید برای وارد شدن شما به بهشت کفایت می کند. نیازی نیست که دیگر(سانسور)را انجام دهید. شما در قربانی کردن حیوانات بریکدیگر سبقت می گیرید ولی آیا در غیبت نکردن، مال حــرام نخوردن، دورویی نکردن، سر دوست خود کلاه نگذاشتن، ربا نکردن، دزدی نکردن ، آزار نرساندن به همسایه و ... بر یکدیگر سبقت می گیرید؟!!!!!!!!! پس آن زمانی ادعای (سانسور) بودن و ایمان داشتن به (سانسور) و(سانسور) و (سانسور) را داشته باشید که به همگی این موارد عمل کنید، نه وقتی بحث خاتمه قتل و کشتار حیوانات مطرح می شود بخاطر نگذشتن از شکم هایتان سریعاً همگی مسلمان می شوید و این آیه و اون آیه را می آورید و بیکباره آقایون و خانومها ، یک (سانسور) واقعی می شوند. بهتر نیست بجای تعصب به این آیه د رمورد کشتن حیوانات، به آیه های بسیار اخلاقی و پرمحتوا در مورد دوستی با حیوانات و آزار نرساندن به آنها توجه کنید و گوش های خود را روی این آیه ها نبندید.

گوسفند بدبخت را بزور بطرف کشتارگاه می برند


·آیا وقتی خیلی محکم و جسورانه آیه ای از کتاب آسمانی قرآن مبنی بر قربانی حیوانات را می آورید، برای یکبار هم که شده زجر، شکنجه و عذاب حیوانات را از نزدیک یا دور دیده اید؟ اگر شکنجه و آزار حیوانات برایتان امری عادی و شادی آور است ، کشتن آنها نیز برایتان هیچ ارزشی ندارد و خیلی هم به نفع تان می باشد. خانم و آقای محترم، تعصب یعنی چه؟ افراط و زیاده روی در احساسات یعنی چه؟ انسانهای حامی حقوق حیوانات همان اندازه که در فکر نجات حیوانات اسیر و درحال شکنجه از دست انسانهای بی رحم هستند به همان اندازه در راه آزادی انسانها نیز تلاش می کنند. انسانی که در راه رفتن خود مراعات و احتیاط می کند که کوچکترین موجودات خداوند را زیر پاهایش له نکند، بطور قطع با دل و جان به همونوعان خود کمک می کند و غم وغصه آنها، غم و غصه او نیز می باشد. آیا نجات داده بچه گربه و مادرش که بخاطر سهل انگاری و بی توجهی انسانی زیر چرخ های اتومبیل او له شده اند و درحال جان دادن هستند، کاری افراطی و فوق احساسی می باشد؟ فکر می کنید انسان چیزی جدای از احساسات است. دنیا یعنی احساس و نداشتن احساس همان تخته سنگ هایی است که شما می شناسید. اگر افراط در احساسات وجود داشت وضع شما انسانها به این وضع مشمئز کننده و اسف بار نبود که اکنون در آن هستید. چشمان خود را بر روی حقیقت های تلخ جامعه می بندید چون تحمل جدا شدن از لذت های زودگذر دنیا را ندارید. نمی توانید از بوی کباب گوشته های مرده ی حیوانات بگذرید چون یک عمر است که با این غذاها و بوها لذت می برید پس هیچ گاه صداها و جیغ های کشته شدن وحشیانه حیوانی را که قرار است غذای شام شما شود را نمی خواهید بشنوید چون اگر بشنوید امکان دارد شکمتان شب هنگام گرسنه بماند. پس بهانه ای به جز رو آوردن و سوءاستفاده کردن از مذهبتان را ندارید. کتابی که سالیان سال بگذرد یک نگاه کوچک هم به آن نمی اندازید یکباره برایتان مهم می شود و ورق به ورق دنبال آیه ای می گردید که برای بهانه ی گوشت خوردن و کشتن حیوانات از آن استفاده کنید.
موشهای بیچاره را بصورت زنده با دست و پای بسته شده تشریح می کنند.
.
آیا تشریح حیوانات در قرن بیست و یکم که شاهد پیشرفت چشمگیر علم پزشکی است بی معنی نمی باشد؟

 

آیا تلاش برای نجات این حیوانات که هرروزمورد شکنجه انسانها قرارمی گیرند از روی احساسات بی منطق است؟
به امید روزی که زندگی همه ی موجودات زنده برای انسانها با ارزش باشد
جسد های متلاشی شده حیوانات درون سطلهای زباله
·همه ی موجودات عالم را اسیر خود کرده اید از آنها به بهانه های مختلف بیگاری می کشید، آنها را می کشید تا خود بتوانید مستکبرانه بر آنها و دنیـــــــا حاکمیت کنید. چرا هیچ گاه به بچه های خود نمی گویید که در آزمایشگاهای حیوانی به بهانه پیشرفت علم ، چه بر سر این حیوانات که همگی مانند شما آفریده های خداوند هستند می آید. دست و پاهای آنها را می بندند ، روی بدنشان مواد شیمیایی و آرایشی می ریزند، داروهای شیمیایی به خوردشان می دهند و حیـــــوان زبان بسته فقط داد و فریاد می زند که بجز میله های سلولش هیچ کسی صدایش را نمی شنود. چرا نمی گویید در کلاسهای تشریح دانشجویان پزشکی و دامپزشکی زنده زنده شکم حیوانات را پاره می کنند که به این خانمها وآقایان متشخص و دانشمند این قلب های درآورده را که در حال تپیدن است نشان بدهند که وقتی این افراد آمدند تا شما و بچه هایتان را درمان کنند بدانند که قبلاً هرچه آزمایش و شکنجه بوده بر سر یک سری حیوان بی ارزش آورده اند و خیال شما را از این بابت راحت کنند که کاریشان را خوب بلدند. حال که سخن از خاتمه ی این همه جنایت و شکنجه به بهانه پیشرفت علم می شود ، انگ تعصب و زیاده روی در احساسات به ما زده می شود. وقیحانه است !!!! پس تلاش برای بدست آوردن حقوق اولیه انسانها نیز امری افراطی و بی ارزش است. کندن پوست حیوانات زنده را که شما مفتخرانه و فخرفروشانه از آنها لباس درست می کنید و تنتان می کنید، را تا بحال دیده اید. در این موارد، احساسات را مانع هدف پلیدتان می دانید و اگر هم کسی اعتراض کند او را شخص احساساتی و بدون منطق می شناسید. در حالیکه آنها زنده اند پوست تنشان کنده می شود ، جلوگیری از این اعمال وحشیانه افراطی است؟ جواب بدهید؟ اگر جوابتان نه می باشد فقط بخاطر این است که پوشیدن اینگونه لباسهای تهیه شده از پشم و مو و چرم حیوانات را فقط برای فخــر فروشی به همنوعانتان می پسندید.

پوست این حیوانات را زنده زنده از تنشان جدا می کنند می توانید برای یک ثانیه هم شده تصور کنید.
 

 
← صفحه بعد